تبلیغات
زمانه و نامردی





صفحه ی نخست
مدیر وبلاگ: بی نام و نشان
پست الکترونیک
تماس با ما
آرشیو مطالب وبلاگ
آدرس لینک فید atom
» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

امکانات جانبی
theme-designer.com
زمانه و نامردی
زمانه و نامردی
.ماه عشق تمام شد یارب...
نویسنده : بی نام و نشان در تاریخ : سه شنبه 15 تیر 1395 و 10:58 ب.ظ | +

هر چند که من گنهکارم یارب
بر رحمت تو امیدوارم یارب
بر وسعت عفوت چه نگاه اندازم
بر کرده ی خود نظر ندارم یارب
(ماه عشق، ماه صفا،ماه نور و ماه و نزول برکت تمام شد، خدایا مرا دریاب)









.دلنوشته شبونه
نویسنده : بی نام و نشان در تاریخ : چهارشنبه 30 دی 1394 و 08:16 ب.ظ | +

دلم گرفته...
دلم به اندازه تمام ثانیه های بی خدا بودن گرفته ...
ما آدما اصلا بنده های خوبی برای خدا نیستیم،میون این همه نعمت غرق خوشی و آسایش ولی همیشه در حال غر زدن و گله و شکایت از خدا هستیم:-|
تو لحظات خوش زندگیمون کم پیش میاد به یاد خدا باشیم و حتی بخاطر همون یک لحظه خوشی شکر گذار باشیم ولی کافیه بخاطر اشتباه خودمون و گناهی که انجام دادیم بلایی به سرمون بیاد یا مورد آزمایش الهی قرار بگیریم سریع به هرنوع دعا و رازو نیازی که بلد هستیم متوسل میشیم و از خدا کمک می خواهیم و کلی قول و قرار که : خداجونم اگر من به خواستم برسم فلان کار رو انجام میدم یا فلان کار رو انجام نمیدم! اگر به خواسته هامون از خدا برسیم که قول و قرارا یادمون میره و روز از نو روز ی از نو تا یک خواسته ی دیگه!اگر هم صلاح کارمون نباشه و به خواستمون نرسیم یا قهر میکنیم یا...
موجودات عجیبی هستیم ما آدما ...
اما با وجود این همه بد بودنمون باز هم خدا هوامونو داره و مارو از نعمت ها و رحمت های واسعه اش محروم نمیکنه...
خلاصه هرچی ما بندگی نمیکنیم برای خدا عوضش خدا خوب برامون خدایی میکنه...
خدا خیلی غریبه میون بنده هاش ... :(
عاشقتم خدا

نوشته شده در 94/10/30 ساعت 20:26دقیقه

انتشار 95/4/5 ساعت21:23 دقیقه






.قیمت هر انسان...
نویسنده : بی نام و نشان در تاریخ : دوشنبه 28 دی 1394 و 07:22 ب.ظ | +
چه کسی می گوید:
که گرانی شده است!
دوره ی ارزانیست!
دل ربودن ارزان است!
دل شکستن ارزان!
دوستی ارزان است!
دشمنی ها ارزان!
چه شرافت ارزان!
تن عریان ارزان!
آبرو قیمت یک تکه نان...
و دروغ از همه چیز ارزان تر...
قیمت عشق چقدر کم شده است!
کم تر از آب روان!
و چه تخفیف بزرگی خورده:
                                          
                                          قیمت هر انسان...






.صد سال...
نویسنده : بی نام و نشان در تاریخ : دوشنبه 28 دی 1394 و 06:56 ب.ظ | +
صد سال ره مسجد و بتخانه بگیری
عمرت به هدر رفته اگر دست نگیری
بشنو سخن نغز تو از پیر خرابات
هر دست که دادی ز همان دست بگیری...






.سلامتی
نویسنده : بی نام و نشان در تاریخ : جمعه 1 فروردین 1393 و 11:44 ق.ظ | +





.سوژه
نویسنده : بی نام و نشان در تاریخ : چهارشنبه 28 اسفند 1392 و 07:49 ب.ظ | +
تابلو، نقاش را ثروتمند کرد
شعر شاعر به چند زبان ترجمه شد.
کارگردان جایزه هارا درو کرد.
و هنوز سرهمان  چهار راه واکس می زند کودکی که بهترین سوژه بود...






.سخن بزرگان
نویسنده : بی نام و نشان در تاریخ : چهارشنبه 28 اسفند 1392 و 07:17 ب.ظ | +
آنان که از خود عشق ساطع می کنند، با عشق زندگی می کنند و با عشق نیز نفس می کشند دیگران را به سمت خود می کشانند.
«باربارا دی آنجلیس»
همه می خواهند بشریت را عوض کنند، دریغا که هیچ کس در این اندیشه نیست که خودرا عوض کند.
«لئو تولستوی»
افراد منطقی خودشان را با دنیا تطبیق می دهند؛ افراد غیر منطقی سعی می کنند دنیا را با خودشان تطبیق دهند؛ پیشرفت بستگی به افراد غیر منطقی دارد.
«جرج برنارد شاو»
وقتی کسی اندازت نیست، دست به اندازه ی خودت نزن.
«حسین پناهی»
اولین ساعت روز را که معروف به "ساعت طلایی" است صرف خودتان کنید.
«برایان تریسی»
دوستی بیش از اندازه همانند دشمنی ترسناک است.
«ارد»
*ادامه مطلب*





.دیشب...
نویسنده : بی نام و نشان در تاریخ : دوشنبه 12 اسفند 1392 و 03:38 ب.ظ | +
دیشب با خدایم دعوایم شد... 

با هم قهر کردیم فکر کردم دیگر مرا دوست ندارد...رفتم گوشه ای نشستم

چند قطره اشک ریختم و خوابم برد...

صبح که بیدار شدم 

مادر گفت: نمیدانی از دیشب تاصبح چه 

بارانی آمده است





.دهقان فداکار...
نویسنده : بی نام و نشان در تاریخ : جمعه 2 اسفند 1392 و 11:19 ق.ظ | +
دهقان فداکار تو در روزگاری بزرگ شدی

که مردی برهنه شد تا زنان و کودکان زنده بمانند

اما من در روزگاری نفس می کشم که زنی

برهنه می شود تا کودکانش از گرسنگی نمیرند...





.موضوع انشا:
نویسنده : بی نام و نشان در تاریخ : جمعه 2 اسفند 1392 و 11:18 ق.ظ | +
موضوع انشا : وقتی بزرگ شدید میخواید چه کاره شوید؟

سرطانی : به نام خدا ، من بزرگ نخواهم






.پاکی...
نویسنده : بی نام و نشان در تاریخ : جمعه 2 اسفند 1392 و 11:15 ق.ظ | +


بکارت و در نهایت .......
((پاکی))

بکارت را درست بخوان یک بار دیگر اینگونه

برایت تفسیر کرده اند...

یعنی صاحبش بکاره تو می اید چون این

یکی را امتحان نکرده ای...

اما وقتی بکارت را از او گرفتی بکاره تو نمی اید؟

چون دیگر امتحانش کرده ای...

میروی سراغ دیگری که بکاره تو بیاید؟ اینها افتخار نیست

اینها عقده های تو می باشند عقده میفهمی؟؟؟؟؟؟؟؟؟

راستی بدان یکی هست که بکارت رسیدگی کند






.این روز ها...
نویسنده : بی نام و نشان در تاریخ : جمعه 2 اسفند 1392 و 11:10 ق.ظ | +
ایـن روزهـ ـا ...

بـہ هـرمردے بـخـواهـے تـكـیـہ كـنـے ،

بـایـد جـسـمـتـ را بـہ او هـدیـہ كـنـے ،

طـعـمـش را كـہ چـشـیـ ـد

مـثـل آدامـس تـفـ مـے كـنـد كـفـ ِ زمـیـن (...)

بـاز مـے چـسـبـے تـہ كـفـش عـابـرے عـاشـق پـیـشـہ ؛

از دلـتـ كـہ خـبـر نـدارنــد ؛

نـنـگـ ِ هـ.رزگـ.ـے مـے بـنـدنـد (!)





.خدایا!
نویسنده : بی نام و نشان در تاریخ : جمعه 2 اسفند 1392 و 10:54 ق.ظ | +
خدایا!
من دلم قرصه!
كسی غیر از تو با من نیست
خیالت از زمین راحت، كه حتی روز روشن نیست
كسی اینجا نمیبینه، كه دنیا زیر چشماته
یه عمره یادمون رفته، زمین دار مكافاته
فراموشم شده گاهی، كه این پایین چه ها كردم
كه روزی باید از اینجا، بازم پیش تو برگردم
خدایا وقت برگشتن، یه كم با من مدارا كن
شنیدم گرمه آغوشت
اگه میشه منم جا كن





.هوس
نویسنده : بی نام و نشان در تاریخ : دوشنبه 14 بهمن 1392 و 08:04 ب.ظ | +
 آقا پسری که به عشقت میگی میذاری ببوسمت ؟

برای یه دختر خیلی سخته یه نفر دست بهش یزنه ، ببوستش

وقتی عشقت سرشو میندازه پایین و میگه باشه

اینو بدون که براش راحت نبوده

کلی با خودش کلنجار رفته ، کلی همه چیز رو زیرپاش گذاشته و قبول کرده

آهای پسر ایرونی با توام

مرد باش و به یه بوسه رضایت بده

تو فقط اجازه یه بوسه از اون دختر گرفتی نه چیز دیگه

یه دختر احساسشو ... قلبشو میذاره کف دستش و میاد جلو

تو هم مرد باش و با احساست بیا ، نه با چیز دیگه

چرا دست گل آلود شهوتت رو توی حوضچه زلال احساس میشوری ؟

میدونی مدیونی ؟

به تموم هم جنسای خودت مدیونی

به تموم کسایی که بعد از تو قراره با اون دختر برخورد داشته باشن مدیونی

در برابرشون مسئولی

چرااااااااااا؟

چون تو دید اون دختر رو نسبت به همه عوض کردی

چون تو ذهن اون دختر رو خراب کردی ، فکرشو مشغول کردی

آره برادر من مدیونی

پس بخاطر دخترا نه !

بخاطر هم جنسای خودتونم که شده حواستون بیشتر باشه

بخاطر دختر دار شدنت و دختر خودت حواست باشه

این دخترایی که میگی ....... هستنو ...... شدن یه مرد بالا سرشون نبوده یه مرد تو زندگیشون نیومده

پس برای خودتو خانوادت یه مرد باش

مرد هر چیزی تاوانی داره پس حواست باشه







.سهمیه ای...
نویسنده : بی نام و نشان در تاریخ : سه شنبه 8 بهمن 1392 و 07:33 ب.ظ | +

یادت باشد سهمیه ای دختری نیست که

به ناحق صندلی مردودی های کنکور را اشغال کرده

سهمیه ای دختری است که وقتی

تو در کلاس های گاج و قلم چی نشسته بودی

او در ناصر خسرو به دنبال دارو

برای پدر جانبازش بود

همان دختری که وقتی نیمه شب

کنج خانه می خواست درس بخواند

ناله های پدرش روحش را خراش می انداخت

دختری که روز کنکور با سرفه های پدری شیمیایی بدرقه شد

سهمیه ای عرضی داشتم

سهمیه ات نوش جان !







( تعداد کل صفحات: 3 ) [ 1 ] [ 2 ] [ 3 ]

.

قالب وبلاگ

هاست لینوكس

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وب سایت و قالب وبلاگ

طراحی وب

شارژ ایرانسل

فال حافظ